تبليغاتX
نــــــــــیروانـا ... پیوستن به کل هستی

نــــــــــیروانـا ... پیوستن به کل هستی

وقتی که خودم رو از بالای ساختمان پرت کردم ...

 در طبقه ی دهم زن و شوهر به ظاهر مهربانی را دیدم که با خشونت مشغول دعوا بودند!

در طبقه ی نهم پیتر قوی جثه و پر زور را دیدم که داشت گریه می کرد!

در طبقه ی هشتم می داشت گریه می کرد،چون نامزدش ترکش کرده بود.

در طبقه ی هفتم دن را دیدم که داروی ضد افسردگی هر روزه اش را می خورد!

در طبقه ی ششم هنگ بیکار را دیدم که هنوز هم روزی هفت روزنامه می خرد تا بلکه کاری پیدا کند!

در طبقه ی پنجم اقای وانگ به ظاهر بسیار ثروتمند را دیدم که در خلوت حساب بدهکاری هایش را می رسید.

در طبقه ی چهارم رز را دیدم که باز هم با نامزدش کتک کاری می کرد!

در طبقه ی سوم پیرمردی را دیدم که چشم به راه است تا شاید کسی به دیدنش بیاید!

در طبقه ی دوم لی لی را دیدم که به عکس شوهرش که از شش ماه قبل مفقود شده بودـ زل زده است!

قبل از پزیدن فکر می کردم از همه بیچاره ترم.

اما حالا می دانم هر کس گرفتاری های خودش را دارد.

بعد از دیدن همه فهمیدم که وضعم انقدر ها هم بد نبود!

حالا کسانی که همین الان دیدم دارند به من نگاه می کنند.

فکر می کنم انها بعد از دیدن من با خودشان فکر می کنند که وضعشان انقدر ها هم بد نیست!

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 11:24 توسط نــــــــــــــــــــیروانا |

دوستت دارم، نه به  خاطر شخصیت تو، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

 

هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشکهای تو نمی شود.

 

اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

 

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

 

بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

 

هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

 

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای یک نفر تمام دنیا هستی.

 

هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

 

شاید خدا خواسته است که بسیاری از افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این صورت وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی.

 

به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

 

همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده است دوباره اعتماد نکنی.

 

خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

 

زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها درزمانی اتفاق می افتدکه انتظارش را نداری.

+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 11:21 توسط نــــــــــــــــــــیروانا |

 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب می بارد....

و اینک باران

بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند

و چشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 22:42 توسط نــــــــــــــــــــیروانا |

الهي، مرا توفيقي ده تا تو را بشناسم

و دانشي ده تا خود را بشناسم

 

الهي مرا بينشي ده تا حق را از باطل تشخيص دهم

و بصيرتي ده تا هرگز به بيراهه نروم

 

الهي مرا فيضي ده تا حقيقت گرا باشم

و عقلي نوراني ده تا بر اساس آن عمل كنم

 

الهي مرا نيرويي ده تا در تمام لحظات زندگي در خدمت تو باشم

و تواني ده تا هر خدمتي را به دقت به انجام رسانم

 

الهي مرا استقامتي ده تا در راه تو با جان و مال جهاد كنم

و صبري ده كه سختي‌ها را در راهت تحمل كنم

 

الهي مرا خردي ده تا هميشه ميانه رو باشم

و فهمي ده تا از تعصب دور بمانم

 

الهي مرا ايماني ده تا از اوامرت اطاعت كنم

و رخصتي ده تا صالحانه به آنها عمل كنم

 

الهي مرا چشمي ده تا در همه جا تو را ببينم

و گوشي ده تا با آن تو را بشنوم

 

الهي مرا قلبي ده تا با آن خواست  تو را درك كنم

و خلوصي ده تا قلبم منزلگاه تو گردد

 

الهي مرا طبعي ده تا با مردم سازگار باشم

و گذشتي ده تا با بندگانت در صلح و دوستي زندگي كنم

 

الهي مرا همتي ده تا گناه نكنم

و اغماضي ده تا از خطاهاي ديگران چشم بپوشم

 

الهي مرا عشقي ده تا همة مخلوقات تو را به عشق تو دوست بدارم

و سعادتي ده تا در خدمت بندگان تو باشم

 

الهي مرا هر چه خواهي ده و همه را در خدمت خود به كار گير 

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 22:41 توسط نــــــــــــــــــــیروانا |

   ای خدای بزرگ
   هر روز به یادمان بیاور
   که از میان همهء نعمت هایی که به ما ارزانی داشته ای
   بالاترین آن محبت است
...

   خدایا
   دل هامان را بگشا
   نه فقط به روی نزدیکان مان
   بلکه به روی همه انسان ها
...

   ای خدای مهربان
   یاری مان کن تا دیر قضاوت کنیم و زود ببخشیم
   یاری مان کن تا شکیبایی ، همدلی و مهربانی کنیم ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 22:40 توسط نــــــــــــــــــــیروانا |

دفعه بعد که شایعه ای را شنیدید و یا خواستید شایعه ای را تکرار کنید این فلسفه را در ذهن خود داشته باشید .

در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود . روزی فیلسوفی بزرگ که از آشنایان سقراط بود با هیجان نزد او آمد و گفت :  سقراط  می دانی راجع به یکی از شاگردانت   چه شنیده ام؟

 سقراط پاسخ داد : لحظه ای صبر کن . قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش آزمون سه پرسش است بگذرانی .

مرد پرسید : آزمون سه پرسش ؟    

سقراط گفت : بله درست است ، قبل از اینکه راجع به شاگردم با من صحبت کنی لحظه ای آنچه که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم . اولین پرسش حقیقت است ، کاملا مطمئنی  آنچه را که می خواهی به من  بگویی حقیقت دارد ؟ 

مرد جواب داد : نه فقط در موردش شنیده ام .

سقراط گفت : بسیار خوب پس واقعا  نمی دانی که خبر درست یا نادرست است . حالا بیا پرسش دوم را بگوییم ، پرسش خوبی . آنچه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی خبر خوبی است؟

مرد گفت : نه برعکس ....

سقراط گفت : پس می خواهی خبر بدی درباره ی شاگردم که حتی در مورد حقیقت آن مطمئن نیستی را بگویی .

مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت .

سقراط ادامه داد : و اما پرسش سوم سودمند بودن است . آنچه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است ؟

مرد پاسخ داد :  نه واقعا .

سقراط نتیجه گیری کرد : اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب و نه حتی سودمند است، پس چرا اصلا آنرا به من بگویی ؟ مرد شکست خورده و شرمنده بود . سقراط به این دلیل فیلسوفی بزرگ و دانشمندی مورد احترام بود.

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387 17:43 توسط نــــــــــــــــــــیروانا |

 

گريه هم با من دگر نامهرباني مي کند  /  قلبم اما گريه هايش را نهاني مي کند


اشک تنها مونس شبهاي تارم بود و بس  /  اشک هم با غم دگر اما تباني مي کند


بلبلي در زير باران نگاهم لانه داشت  /  اينک اما جغد شومي نغمه خواني مي کند


باغ قلبم از هجوم دردها پاييز شد  /  غصه هم در آن به شادي باغباني مي کند

 

+ نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386 3:0 توسط نــــــــــــــــــــیروانا |


نـمـي دانــم پـس از مــرگم كسـي يـادم كند يانه؟

بـــخــوانــد دفــتـر شعـرم، مرا شادم كند يا نه؟

مــني كـــه بـــا امــيــد لـطف يـزدان رفتم از دنيا

 نــمـــي دانم كه او گوشي به فريادم كند يا نه؟

 هـــر آنكس را كه در دنيا زخود رنجانده ام

 گاهي نــمــي دانـــم زبـنــد خــويـش آزادم كند يا نه؟

+ نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386 2:58 توسط نــــــــــــــــــــیروانا |


I Want Our Relationship to Last 


I thought I would never
Find the right person
To love
Until I met you

And since I have
Always thought that
Love is the most
Important part of my life
I want our love
To last and
To be as beautiful
As it is now

I want our love
To be the backbone
Of our lives forever

Our love came naturally
But I know that
We must both work
At making it last

So I will try my hardest
At all times
To be fair and honest with you

I will
Strive for my own goals
And help you achieve yours

I will always try
To understand you

I will always
Let you know what I am thinking

I will always
Try to support you

I will try
To successfully blend
Our lives together
With enough freedom
To grow as individuals

I wiil always
Consider each day
With you special

Regardless of
What events
Occur in our lives
I will make
Sure that our
Relationship flourishes
As I will always
Love and respect you


می خواهم عشق مان پایدار بماند

پیش از دیدن تو
می پنداشتم که هرگز
کسی را شایسته عشق
نخواهم یافت

بدان خاطر
که در باور من
عشق در زندگی مهم تر از هر چیزی است
می خواهم که عشق مان
عشقی پایدار باشد
و همیشه همچون حال زیبا بماند

می خواهم که تا ابد
زندگی مان
بر عشق استوار باشد

عشق خود به سوی ما آمد
ولی می دانم
هر دو باید بکوشیم
تا پایدار بماند

پس همواره
نهایت تلاش را خواهم کرد
تا با تو درست و راستگو باشم

برای رسیدن به خواسته هایم
سخت خواهم کوشید
و تو را در رسیدن به خواسته هایت یاری خواهم کرد

همواره خواهم کوشید
تا تو را درک کنم

همیشه افکارم را
با تو در میان خواهم گذارد

همواره خواهم کوشید
تا پشتیبان تو باشم

خواهم کوشید
تا زندگی مان را
به نیکی در هم آمیزم
بدانسان که آزادی لازم
برای شکوفایی جداگانه ی ما
حفظ شود

همواره خواهم کوشید
هر روزِ در کنارِ تو را
گرامی بدارم

هر چه در زندگی مان پیش آید
عشق مان را
شکوفا خواهم کرد
و تا ابد
به تو احترام خواهم گذاشت
و عشق خواهم ورزید

+ نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 9:5 توسط نــــــــــــــــــــیروانا |


Ready to love


I love you

Sometimes it takes adverse conditions
For people to reach out to one another

Sometimes it takes bad luck
For people to understand their goals better

Sometimes it takes a storm
For people to appreciate the calm

Sometimes it takes being hurt
For people to be more sensitive to feeling

Sometimes it takes doubt
For people to trust one another

Sometimes it takes seclusion
For people to find out who they really are

Sometimes it takes disillusionment
For people to become informed

Sometimes it takes feeling nothing
For people to feel every thing

Sometimes it takes our emotions and feelings
To be completely penetrated
For people to open up to love

I have gone through many of these things
And I know that
Not only am I ready to
Love you
But I do

 

ابتدای عاشقی

دوستت دارم

گاه انسان باید در سختی باشد
تا به دیگری دست یاری دهد

گاه انسان باید با بخت بد روبه رو شود
تا هدفش را بهتر بشناسد

گاه به طوفان نیاز است
تا او قدر آرامش بداند

گاه باید به او آسیب رسد
تا با احساس تر شود

گاه باید در شک و تردید باشد
تا به دیگری اطمینان کند

گاه باید در گوشه ای تنها بماند
تا واقعیت وجود خود را بشناسد

گاه باید از شگفتی رها شود
تا به آگاهی برسد

گاه باید کاملاً بی احساس باشد
تا بتواند همه چیز را حس کند

گاه باید در اوج شور و احساس بود
تا به قلب او راه یافت
و او به روی عشق در بگشاید

چه بسیار از اینها را پشت سر گذاشته ام
و می دانم
نه تنها آماده ی عاشق تو شدن هستم
بلکه عاشق تو هستم.
 

+ نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 8:51 توسط نــــــــــــــــــــیروانا |

EDITED BY : Nirvana X

من مداد كوچكي هستم در دستان خدائي نويسنده كه براي مردم جهان نامه هاي عاشقانه مي فرستد ... مادر ترزا

I am a little pencil in a hand of writing God who is sending Love letters to the world

من یک بوته گل سرخ بر بالای یک تپه نیستم

بوته خاری هستم در ته دره

ولی همیشه سعی میکنم بهترین خار دنیا باشم


صفحه نخست
دفتر میهمان نيروانا .. محل نوشتن يادگاري هاي شما براي من .. مطالب زيباي خودتونو برام بفرستيد تا همه اونارو بخونن


نوشته های پیشین

اردیبهشت 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386


آرشیو موضوعی

.: حکیمانه ها :.
.: دو زبانه ها :.
.: عامیانه ها :.
.: عاشقانه ها :.
.: داستانه ها :.
.: جاودانه ها :.
.: بی بهانه ها :.
.: شاعرانه ها :.
.: دل نوشته ها :.

 



    تعداد بازديدها:

RSS